ترجمه "Animation" به فارسی
انیمیشن, تصاوير متحرک, زندهنگاری بهترین ترجمه های "Animation" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Jemand arbeitete ein paar Jahre und wir produzierten Animationen. ↔ چند سال طول کشید، و انیمیشن تولید نمودیم.
Animation
noun
feminine
دستور زبان
-
انیمیشن
nounJemand arbeitete ein paar Jahre und wir produzierten Animationen.
چند سال طول کشید، و انیمیشن تولید نمودیم.
-
تصاوير متحرک
-
زندهنگاری
technische Verfahren zur Herstellung von Animationsfilmen
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Animation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
animation
-
پویانمایی
Dies ist also, eine tatsächliche dynamisch simulierte Animation.
خب، این یک شبیه سازی واقعی با پویانمایی است.
تصاویر با "Animation"
عباراتی شبیه به "Animation" با ترجمه به فارسی
-
استودیوهای انیمیشن پیکسار
-
اوویای
-
سل انیمیشن
-
قلم متحرک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Animation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Alle meine Animationen beginnen mit Ideen, aber was sind Ideen?
همه انیمیشنهام با ایدههایی شروع میشوند، اما ایدهها چی هستند؟
Aber diese Geschichte beginnt nicht mit Robotern, sondern mit Animation.
اما داستان من به هیچ وجه با روباتها شروع نمیشود، بلکه با انیمیشن شروع میشود.
Animation mit Mathematica.
تفریح با ریاضی.
Hier also eine kleine visuelle Animation, als ob die beiden Seiten des Gehirns sich gegenseitig anstoßen, um sich irgendwie Sinn zu geben, durch die Dualität und die Spannung.
در اینجا کلیپ ویدئویی کوتاهی وجود دارد که نشان میدهد، که دو طرف مغز آنها به هم کوبیده میشوند تا حس دوگانگی و هیجان را به مخاطب نشان دهد.
Fotos, Illustrationen, Videos ohne Ton und Animationen erwecken Einzelheiten aus der Bibel zum Leben.
برای به تصویر کشیدن جزئیات گوناگون در کتاب مقدّس از عکسها، نقاشیها، ویدیوهای صامت و انیمیشنها استفاده شده است.