ترجمه "Anlage" به فارسی

دارایی, پيوست, باغ بهترین ترجمه های "Anlage" به فارسی هستند.

Anlage noun feminine دستور زبان

Prädisposition (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارایی

    Sie werden ermächtigt, Geld zu verdienen und anzusparen mithilfe ihrer bereits existierenden Anlagen.

    آنها این قدرت را پیدا کرده اند که از دارایی خودشان درآمدزایی و پس انداز کنند.

  • پيوست

  • باغ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زمينه
    • ضميمه
    • ضمیمه
    • كارخانه
    • نصب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Anlage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Anlage"

عباراتی شبیه به "Anlage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Anlage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه