ترجمه "Anstellung" به فارسی

اشتغال, تابع, شغل بهترین ترجمه های "Anstellung" به فارسی هستند.

Anstellung noun Noun feminine دستور زبان

Maloche (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتغال

    noun
  • تابع

    noun
  • شغل

    noun

    Ich war in meiner letzten Anstellung oberstes Hausmädchen.

    تو شغل قبليم ، سرپرست خدمتکار ها بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Anstellung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

anstellung
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتغال

اضافه کردن

ترجمه های "Anstellung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه