ترجمه "Antidot" به فارسی

پادزهر, ماده ضدسم, آنتاگونيستهاي نارکوتیک بهترین ترجمه های "Antidot" به فارسی هستند.

Antidot noun neuter دستور زبان

Antidoton (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادزهر

    noun

    Ja, beim Antidot, aber...

    آره توی جعبه کنار پادزهرها هستش ، اما من...

  • ماده ضدسم

    Heilmittel gegen die Wirkung eines Gifts.

  • آنتاگونيستهاي نارکوتیک

  • ترجمه های کمتر

    • سمزداها
    • پادزهرها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Antidot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

antidot
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادزهرها

    Ja, beim Antidot, aber...

    آره توی جعبه کنار پادزهرها هستش ، اما من...

عباراتی شبیه به "Antidot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Antidot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه