ترجمه "Antimaterie" به فارسی

ضدماده, پادماده, پادماده بهترین ترجمه های "Antimaterie" به فارسی هستند.

Antimaterie noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضدماده

    Ein Körnchen Antimaterie kann eine Stadt einen Monat mit Strom versorgen.

    يك حجم كوچك از ضدماده مي تونه انرژي يك شهر رو براي يك ماه تامين كنه

  • پادماده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Antimaterie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

antimaterie
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادماده

اضافه کردن

ترجمه های "Antimaterie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه