ترجمه "Antlitz" به فارسی

رو, صورت, چهره بهترین ترجمه های "Antlitz" به فارسی هستند.

Antlitz noun Noun neuter دستور زبان

Physiognomie (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رو

    noun

    19 Und es begab sich: Das Volk fing an, überall auf dem ganzen Antlitz des Landes zu Heeren zusammenzuströmen.

    ۱۹ و چنین گذشت که مردم در سراسر آن سرزمین شروع به جمعیّت شدن در لشکرها نمودند.

  • صورت

    noun

    Unverwandt in das Antlitz des Todes starrend, der uns unweigerlich alle erwartet.

    زل زدن بدون حتی پلک زدن تو صورت مرگ به ناچار منتظر همه ی ماست

  • چهره

    noun

    Diese Karte ist wie ein bezauberndes Antlitz mit einer hässlichen Warze.

    نگاه کردن به اين نقشه مثل خيره شدن به يک چهره زيبا با يک زگيل زشته

  • ترجمه های کمتر

    • رخ
    • روی
    • ru
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Antlitz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Antlitz"

اضافه کردن

ترجمه های "Antlitz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه