ترجمه "Anzeige" به فارسی
آگهینامه, آنونس, اعلام بهترین ترجمه های "Anzeige" به فارسی هستند.
Anzeige
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Schirm (umgangssprachlich) [..]
-
آگهینامه
bezahlte Werbebotschaft in einer Druckschrift
-
آنونس
-
اعلام
nounSobald es ihr gut genug geht, werde ich sie anzeigen und in Haft nehmen.
به محض اينکه حالش خوب شد ، من اونو متهم اعلام مي کنم ، و مي برم زندان.
-
ترجمه های کمتر
- اعلان
- تبلیغ
- دستگاه نمایش
- صفحه نمایش
- نمایش دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Anzeige " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
anzeige
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"anzeige" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای anzeige در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Anzeige"
عباراتی شبیه به "Anzeige" با ترجمه به فارسی
-
صفحه نمایش · مشاهده · نما · نمایش دادن · گزارش كسي را به پليس دادن
-
مشاهده همه موارد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن