ترجمه "Archiv" به فارسی

آرشيو, آرشیو, بایگانی بهترین ترجمه های "Archiv" به فارسی هستند.

Archiv noun Noun neuter دستور زبان

Ein Platz, um früheres und oft historisches Material aufzubewahren. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرشيو

    noun

    Einrichtung, in der wichtiges und historisches Material aufbewahrt wird. [..]

    Im Archiv und dem Internet, haben wir so ziemlich alles.

    تو اينترنت و آرشيو تقريبا همه چيز هست.

  • آرشیو

    noun

    und wird so zu einem Archiv öffentlichen Wissens.

    و همگی تبدیل به یک آرشیو اطلاعات عمومی می شود.

  • بایگانی

    noun

    Institution oder Organisationseinheit, in der Archivgut zeitlich unbegrenzt aufbewahrt, benutzbar gemacht und erhalten wird

    Die muss ich erst aus dem Archiv holen.

    طول میکشه تا پرونده ش رو از بایگانی بیارم

  • ترجمه های کمتر

    • بايگانيها
    • مجموعهها
    • مخزن
    • موزهها
    • کلکسیونها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Archiv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

archiv
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بايگانيها

  • بایگانی

    Die muss ich erst aus dem Archiv holen.

    طول میکشه تا پرونده ش رو از بایگانی بیارم

تصاویر با "Archiv"

عباراتی شبیه به "Archiv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Archiv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه