ترجمه "Arzt" به فارسی

پزشک, دکتر, طبیب بهترین ترجمه های "Arzt" به فارسی هستند.

Arzt noun masculine دستور زبان

Weißkittel (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پزشک

    noun

    طبیب یا فردی که طبابت میکند [..]

    Ich werde einen guten Arzt für dich finden.

    برایت پزشک خوبی پیدا خواهم کرد.

  • دکتر

    noun

    Eine Person, die ein Studium der Medizin abgeschlossen hat und versucht Krankheiten bei Patienten zu diagnostizieren und zu heilen.

    Der Arzt sagte ihr, dass sie sich ausruhen solle.

    دکتر به او گفت او باید استراحت کند.

  • طبیب

    noun

    Ein Arzt muß über Wissen und Erfahrung verfügen, um praktizieren zu können.

    یک طبیب برای طبابت احتیاج به معلومات و تجربه دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • پزشکان
    • دكترها
    • طبيب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Arzt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

arzt
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پزشکان

    Das sind gutmeinende Ärzte, einige von ihnen sind inzwischen sehr gute Freunde.

    اینها پزشکان خوش نیت و خیرخواه هستند، با بعضی هاشون اونقدر جور شدیم که دوستان بسیار خوبی شدند.

تصاویر با "Arzt"

عباراتی شبیه به "Arzt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Arzt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه