ترجمه "Assistent" به فارسی
آسیستان, برنامه جادویی, دستیار بهترین ترجمه های "Assistent" به فارسی هستند.
Assistent
noun
masculine
دستور زبان
Mädchen für alles (umgangssprachlich)
-
آسیستان
-
برنامه جادویی
-
دستیار
nounMein Assistent beschreibt mir das Werk in allen Einzelheiten.
یه دستیار دارم آثار رو با جزییات واسم توضیح میده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Assistent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
assistent
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"assistent" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای assistent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Assistent" با ترجمه به فارسی
-
دستیار برنامه ریزی
-
دستیار شخصی هوشمند
-
سهل آموز پیکربندی امنیت
-
برنامه جادویی نصب چاپگر شبکه
-
دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
-
تکنیسین دارویی
-
تکنسین آزمایشگاه زیستپزشکی
-
پرستار اتاق عمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن