ترجمه "Ausbildung" به فارسی
آموزش, تربیت, آموزش و پرورش بهترین ترجمه های "Ausbildung" به فارسی هستند.
(das) Werden
-
آموزش
nounDie Ausbildung in dieser Welt enttäuscht mich.
آموزش در جهان من را نا امید کرده است.
-
تربیت
noun -
آموزش و پرورش
چون کودکان نادان و غیرمطلع از فرهنگ به دنیا میآیند، برای یادگیری هنجارهای رفتاری،یادگیری مهارتها،یافتن نقش نیاز به آموزش دارند
Das ist im Sozialbereich, gucken wir uns jetzt die Ausbildung an.
این وضع شرايط اجتماعی است، اجازه دهید نگاهی به آموزش و پرورش بیندازیم.
-
ترجمه های کمتر
- تعلیم
- معرفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ausbildung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تربیت
Es gibt auch Jugendliche, die im elterlichen Betrieb lernen oder bei befreundeten Geschäftsleuten eine Ausbildung erhalten.
بعضی از جوانان همراه خانوادهٔ خود مشغول کار شدهاند و یا زیر دست دوستان بزرگسالی که صاحب کسب و کار هستند تربیت شدهاند.
عباراتی شبیه به "Ausbildung" با ترجمه به فارسی
-
آموزش کشاورزی
-
آموزش کشاورزی