ترجمه "Automobil" به فارسی

خودرو, ماشین, اتوموبیل بهترین ترجمه های "Automobil" به فارسی هستند.

Automobil noun neuter دستور زبان

fahrbarer Untersatz (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودرو

    noun

    ماشینی که با نیروی محرکه خود حرکت می کند. [..]

    Das Automobil wird dann zu einem Hilfsmittel,

    خودرو تبدیل به یک وسیله میشود،

  • ماشین

    noun

    Ein vierrädriges, motorbetriebenes Fahrzeug, das zur Beförderung an Land dient und meist durch die Verbrennung von Benzin oder Diesel angetrieben wird.

    Mein Papa besaß eine Automobil- und industrielle Reparaturwerkstatt.

    پدر من کارگاه تعمیر ماشین و صنعت داشت.

  • اتوموبیل

  • اتومبیل

    noun

    Er sprang aus dem Automobil, pflückte einige Blumen am Straßenrand und hielt eine Stegreifrede über Jehovas Schöpfung.

    او از اتومبیل بیرون آمد، تعدادی گل وحشی کند و در مورد آفرینش یَهُوَه درسی فیالبداهه داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Automobil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

automobil Adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

"automobil" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای automobil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Automobil"

عباراتی شبیه به "Automobil" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Automobil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه