ترجمه "Büro" به فارسی
اداره, دفتر, daftar بهترین ترجمه های "Büro" به فارسی هستند.
Büro
noun
neuter
دستور زبان
Oval Office
-
اداره
nounنهادی دولتی برای کارگشائی
Ich konnte leider nicht früher vom Büro wegkommen.
يه کم براي خروج از اداره مشکل داشتم.
-
دفتر
nounIn der Regel kommt er morgens gegen halb zehn ins Büro.
او معمولاً صبحها حدود ساعت نه ونیم به دفتر میرسد.
-
daftar
-
آفیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Büro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
büro
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"büro" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای büro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Büro"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن