ترجمه "Büste" به فارسی

بالاتنه, سردیس بهترین ترجمه های "Büste" به فارسی هستند.

Büste noun proper feminine neuter دستور زبان

Titten (derb)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاتنه

    voll- oder reliefplastisches Bildnis einer in der Regel individuellen Person

  • سردیس

    Skulptur

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Büste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Büste"

اضافه کردن

ترجمه های "Büste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه