ترجمه "Babysitter" به فارسی

parastāre batsche, پرستار بچه بهترین ترجمه های "Babysitter" به فارسی هستند.

Babysitter noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • parastāre batsche

  • پرستار بچه

    Ich bin hier, weil du einen Babysitter brauchtest.

    من اينجام چون جنابعالي پرستار بچه نياز داشتين

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Babysitter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Babysitter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه