ترجمه "Bank" به فارسی
بانک, نیمکت, بانکها بهترین ترجمه های "Bank" به فارسی هستند.
Finanzinstitut, bei dem man Geld leihen kann (für welches Zins fällig wird) oder Geld einzahlen kann (für welches man Zinsen erhält).
-
بانک
nounبانک [..]
Die Parkplätze vor der Bank waren alle besetzt.
همهٔ جاهای پارک بانک اشغال بودند.
-
نیمکت
Sitzmöbel, das meist mehreren Personen Platz bietet
Er saß mit geschlossenen Augen auf einer Bank.
روی نیمکت با چشم های بسته نشسته بود.
-
بانکها
nounEM: Im Wesentlichen besorgt SolarCity einen großen Teil des Kapitals von einem Unternehmen oder einer Bank.
ایلان:خوب، لزوما، سولار سیتی سرمایه زیادی از بانکها یا شرکتها جمع می کنه.
-
ترجمه های کمتر
- bank
- nimkat
- بانکهای سرمایهگذاری
- بانکهای پسانداز
- بستره
- چینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
بانکها
nounEM: Im Wesentlichen besorgt SolarCity einen großen Teil des Kapitals von einem Unternehmen oder einer Bank.
ایلان:خوب، لزوما، سولار سیتی سرمایه زیادی از بانکها یا شرکتها جمع می کنه.
-
چینه
تصاویر با "Bank"
عباراتی شبیه به "Bank" با ترجمه به فارسی
-
بانک بازرگانی
-
بحرانهای بانکداری
-
آي.بي.دي · بانک توسعه بین آمریکا
-
بانک توسعه بین آمریکا
-
ایبان
-
بانک خصوصی
-
بانک ملی ایران