ترجمه "Bankwesen" به فارسی
بانکداری, سپردههای بانکی, نظامهای بانکداری بهترین ترجمه های "Bankwesen" به فارسی هستند.
Bankwesen
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Transaktionsgeschäft zwischen einer Bank und ihrer Klienten oder Kunden.
-
بانکداری
noun( Gelächter ) Sie sollte zum Beispiel nicht ins Bankwesen gehen, oder an der Kasse arbeiten.
(خنده) مثلا نباید دنبال بانکداری برود، یا مثلا به عنوان صندوق دار کار بکند.
-
سپردههای بانکی
-
نظامهای بانکداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bankwesen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bankwesen
-
بانکداری
( Gelächter ) Sie sollte zum Beispiel nicht ins Bankwesen gehen, oder an der Kasse arbeiten.
(خنده) مثلا نباید دنبال بانکداری برود، یا مثلا به عنوان صندوق دار کار بکند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن