ترجمه "Bar" به فارسی
بار, میخانه, بار بهترین ترجمه های "Bar" به فارسی هستند.
Bar
noun
Noun
feminine
neuter
دستور زبان
Wirtshaus (bayr.) (österr.) (umgangssprachlich)
-
بار
nounEinheit für den Druck [..]
Liebend gerne, aber die Bar öffnet sich leider noch nicht von alleine.
خيلي دوست دارم ، اما هنوز نفهميدم چطوري بار خود به خود باز بشه.
-
میخانه
nounWie Sie wissen, kann man mit seinen Freunden in einer lauten Bar reden.
خب شما با دوستتان در یک میخانه پر سروصدا میتوانید حرف بزنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bar
adjective
adverb
adposition
دستور زبان
cash (umgangssprachlich)
-
بار
noun verbLiebend gerne, aber die Bar öffnet sich leider noch nicht von alleine.
خيلي دوست دارم ، اما هنوز نفهميدم چطوري بار خود به خود باز بشه.
-
برهنه
adjective
تصاویر با "Bar"
عباراتی شبیه به "Bar" با ترجمه به فارسی
-
دانشگاه برایلان
-
بار رافائلی
-
ابن عبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن