ترجمه "Basen" به فارسی
باز, باز بهترین ترجمه های "Basen" به فارسی هستند.
Basen
noun
-
باز
adjective verb noun adverbchemische Verbindung
Er war auf dem Weg zu seiner Basis, aber wir haben ihn angehalten und befragt.
اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Basen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
basen
-
باز
adjective verb noun adverbEr war auf dem Weg zu seiner Basis, aber wir haben ihn angehalten und befragt.
اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.
عباراتی شبیه به "Basen" با ترجمه به فارسی
-
تعادل اسيد-باز · ذخيره قليا · موازنه اسید- باز · وضعيت اسيد-باز
-
موازنه اسید- باز
-
تعادل اسيد-باز · ذخيره قليا · موازنه اسید- باز · وضعيت اسيد-باز
-
وضعيت اسيد-باز
-
پایگاه دانش Microsoft
-
تعادل اسيد-باز
-
ایستگاه پایه فرستنده/گیرنده
-
تعادل اسيد-باز · ذخيره قليا · موازنه اسید- باز · وضعيت اسيد-باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن