ترجمه "Basen" به فارسی

باز, باز بهترین ترجمه های "Basen" به فارسی هستند.

Basen noun
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    chemische Verbindung

    Er war auf dem Weg zu seiner Basis, aber wir haben ihn angehalten und befragt.

    اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Basen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

basen
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز

    adjective verb noun adverb

    Er war auf dem Weg zu seiner Basis, aber wir haben ihn angehalten und befragt.

    اون به طرف پايگاهش رانندگي مي کرد اما ما براي باز جويي بازداشت اش کرديم.

عباراتی شبیه به "Basen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Basen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه