ترجمه "Befehl" به فارسی

فرمان, دستور, امر بهترین ترجمه های "Befehl" به فارسی هستند.

Befehl noun masculine دستور زبان

Weisung (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Nur wer gehorchen kann, darf später auch befehlen.

    فقط کسی که میتواند فرمانبرداری کند، اجازه دارد بعداً فرمان دهد.

  • دستور

    noun

    Niemand hat das Recht, mir zu befehlen, was ich tun soll.

    هیچکس حق ندارد به من دستور دهد چه باید بکنم.

  • امر

    noun

    Die Befehle Jehovas sind recht, erfreuen das Herz; das Gebot Jehovas ist rein, erleuchtet die Augen.

    امر خداوند پاک است و چشم را روشن میکند.

  • اُرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Befehl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Befehl"

عباراتی شبیه به "Befehl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Befehl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه