ترجمه "Befund" به فارسی

نتیجه, پدیدار (باستانشناسی) بهترین ترجمه های "Befund" به فارسی هستند.

Befund noun masculine دستور زبان

Diagnose (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نتیجه

    noun

    Ich ordnete das Röntgen der Nieren an. Als das ohne Befund war,

    فرستادم برای عکسبرداری از کلیه، که نتیجه نرمال بود

  • پدیدار (باستانشناسی)

    bei einer archäologischen Ausgrabung beobachtbare oder messbare Fundumstände

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Befund " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Befund" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه