ترجمه "Bellen" به فارسی

لایش, پارس, لاییدن بهترین ترجمه های "Bellen" به فارسی هستند.

Bellen noun masculine دستور زبان

u.a. Tierlaute

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لایش

  • پارس

    noun

    Ein Hund, der immer bellt, bekommt wenig Aufmerksamkeit.

    یک سگ که همیشه پارس میکند توجه کمتری دریافت میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bellen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bellen verb دستور زبان

blaffen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاییدن

  • پارس کردن

    Ich habe Rusty bellen gehört.

    صداي پارس کردن روستي را شنيدم

اضافه کردن

ترجمه های "Bellen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه