ترجمه "Betriebsmittel" به فارسی

مدیریت منابع, وروديها, وروديهاي كشاورزي بهترین ترجمه های "Betriebsmittel" به فارسی هستند.

Betriebsmittel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدیریت منابع

    Systemelemente eines Computers, die von Prozessen zur korrekten Ausführung benötigt werden

  • وروديها

  • وروديهاي كشاورزي

  • ورودیهای مزرعه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Betriebsmittel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

betriebsmittel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وروديها

اضافه کردن

ترجمه های "Betriebsmittel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه