ترجمه "Betriebsmittel" به فارسی
مدیریت منابع, وروديها, وروديهاي كشاورزي بهترین ترجمه های "Betriebsmittel" به فارسی هستند.
Betriebsmittel
-
مدیریت منابع
Systemelemente eines Computers, die von Prozessen zur korrekten Ausführung benötigt werden
-
وروديها
-
وروديهاي كشاورزي
-
ورودیهای مزرعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Betriebsmittel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
betriebsmittel
-
وروديها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن