ترجمه "Betriebssystem" به فارسی
سیستم عامل, نظامهای مزرعهداری, انواع زراعت بهترین ترجمه های "Betriebssystem" به فارسی هستند.
Betriebssystem
noun
Noun
neuter
دستور زبان
operating system (engl.) [..]
-
سیستم عامل
nounWir wissen mehr über mobile Betriebssysteme, aber was wir wirklich brauchen, ist ein moralisches Betriebssystem.
ما دربارهی سیستم عاملهای موبایل بیشتر میدونیم، ولی چیزی که واقعن بهش نیاز داریم یک سیستم عامل اخلاق-مداره.
-
نظامهای مزرعهداری
-
انواع زراعت
-
ترجمه های کمتر
- زراعت دستکاشت
- سیستمعامل
- مزرعهداري
- نظامهاي كشاورزي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Betriebssystem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
betriebssystem
-
سیستمعامل
Wie ein Ingenieur sagte: "Oh, unangenehme Geber -- einer mit schlechter Benutzeroberfläche, aber tollem Betriebssystem".
یا به عنوان یک مهندس «آه، دهندههای ناموافق-- مثل کسی که رابط کاربریاش بد است اما سیستمعامل فوق العادهای دارد.»
-
نظامهای مزرعهداری
عباراتی شبیه به "Betriebssystem" با ترجمه به فارسی
-
سیستم عامل تلفن همراه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن