ترجمه "Bewusstsein" به فارسی

آگاهی, اگاهي, خودآگاهی بهترین ترجمه های "Bewusstsein" به فارسی هستند.

Bewusstsein noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگاهی

    Wir lassen es einfach aus unserem Bewusstsein gleiten.

    ما فقط آن را از آگاهی خودمان خارج میکنیم.

  • اگاهي

  • خودآگاهی

    ماهیت ذهن

    Aber wenn es um das Bewusstsein geht, gehören Fragen zum Verhalten zu den einfachsten Problemen.

    وقتی سراغ خودآگاهی بیاییم، سوالات درباره رفتار جزء همان مشکلات ساده محسوب میشوند.

  • هشیاری

    noun

    Wir steigen die Treppe hinauf und erfahren einen Zustand veränderten Bewusstseins.

    ما از پلکان بالا میریم و حالتی از یک هشیاری دگرگون شده رو تجربه میکنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bewusstsein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bewusstsein
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودآگاهی

    Aber wenn es um das Bewusstsein geht, gehören Fragen zum Verhalten zu den einfachsten Problemen.

    وقتی سراغ خودآگاهی بیاییم، سوالات درباره رفتار جزء همان مشکلات ساده محسوب میشوند.

عباراتی شبیه به "Bewusstsein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bewusstsein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه