ترجمه "Beziehung" به فارسی

رابطه, ارتباط, وابستگی بهترین ترجمه های "Beziehung" به فارسی هستند.

Beziehung noun feminine دستور زبان

Stecher (vulgär) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رابطه

    noun

    Ich habe gedacht, du würdest versuchen meiner Beziehung zu helfen und nicht raufzutreten.

    فکر ميکردم سعي ميکني به رابطه ي من کمک کني نه اينکه بريني بهش.

  • ارتباط

    noun

    Es stellte sich heraus, dass sie und Hanson in einer Beziehung waren.

    معلوم شد که اون و هانسن در يه ارتباط به سر مي بردن.

  • وابستگی

    noun

    und hat eine moderne Sprache entwickelt, die in Beziehung zu dieser historischen Sprache steht.

    و زبان مدرنیته را از وابستگی به زبان تاریخی، بیرون کشیده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Beziehung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Beziehung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Beziehung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه