ترجمه "Beziehung" به فارسی
رابطه, ارتباط, وابستگی بهترین ترجمه های "Beziehung" به فارسی هستند.
Beziehung
noun
feminine
دستور زبان
Stecher (vulgär) [..]
-
رابطه
nounIch habe gedacht, du würdest versuchen meiner Beziehung zu helfen und nicht raufzutreten.
فکر ميکردم سعي ميکني به رابطه ي من کمک کني نه اينکه بريني بهش.
-
ارتباط
nounEs stellte sich heraus, dass sie und Hanson in einer Beziehung waren.
معلوم شد که اون و هانسن در يه ارتباط به سر مي بردن.
-
وابستگی
nounund hat eine moderne Sprache entwickelt, die in Beziehung zu dieser historischen Sprache steht.
و زبان مدرنیته را از وابستگی به زبان تاریخی، بیرون کشیده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Beziehung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Beziehung" با ترجمه به فارسی
-
روابط گیاه-جانور
-
روابط گیاه-آب · سوخت و ساز آب گياه · مصرف آب
-
روابط گیاه-آب
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
روابط میزبان-انگل
-
ارتباط بین فردی
-
روابط منبع-مقصد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن