ترجمه "Blasinstrument" به فارسی

ساز بادی, ساز بادی بهترین ترجمه های "Blasinstrument" به فارسی هستند.

Blasinstrument noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساز بادی

    durch eigene Atemluft zu betätigendes Musikinstrument

    sie konnten vielleicht immer noch ein Blasinstrument spielen, wenn es von einem Ständer gehalten wurde.

    ممکن است بالاخره هنوز بتوانند یک ساز بادی بزنند اگر توسط یک پایه نگهداشته شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Blasinstrument " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

blasinstrument
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساز بادی

    sie konnten vielleicht immer noch ein Blasinstrument spielen, wenn es von einem Ständer gehalten wurde.

    ممکن است بالاخره هنوز بتوانند یک ساز بادی بزنند اگر توسط یک پایه نگهداشته شود.

تصاویر با "Blasinstrument"

اضافه کردن

ترجمه های "Blasinstrument" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه