ترجمه "Blut" به فارسی
خون, آشپزی با خون, خونشناسي بهترین ترجمه های "Blut" به فارسی هستند.
Blut
noun
neuter
دستور زبان
Lebenssaft (umgangssprachlich) [..]
-
خون
nounKörperflüssigkeit mit vielfältigen Transport- und Verknüpfungsfunktionen [..]
Es war falsch, dir mein Blut zu geben.
الينا ، دادن خون خودم به تو ، کار اشتباهي بود.
-
آشپزی با خون
Blut als Lebensmittel
-
خونشناسي
-
ترجمه های کمتر
- خونشناسی
- خین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Blut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
blut
-
خون
nounSie wird weiterhin Schlaganfälle haben und wird weiterhin bluten... für immer.
همچنان سکته ميکنه و ما همچنان بايد ازش خون بگيريم براي هميشه
تصاویر با "Blut"
عباراتی شبیه به "Blut" با ترجمه به فارسی
-
انعقاد خون · فيبرينوليز · لختهشدگي خون
-
خون و شرف
-
تغذيه با خون · خونخواری
-
مويرگها (خون)
-
تغذيه با خون
-
کمپلمان (خون)
-
پی.اچ خون
-
پی.اچ خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن