ترجمه "Blutplasma" به فارسی

پلاسمای خون, پلاسما, پلاسما بهترین ترجمه های "Blutplasma" به فارسی هستند.

Blutplasma noun neuter دستور زبان

Klare, gebliche Flüssigkeit, die eine Komponente des Blutes bildet und in der die anderen Blutzellen schwimmen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسمای خون

    Der Volumenersatz kann ohne Blut oder Blutplasma erfolgen.

    اعادهٔ حجم را میتوان بدون استفاده از خون کامل یا پلاسمای خون انجام داد.

  • پلاسما

    flüssiger, zellfreier Teil von Blut

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Blutplasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

blutplasma
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

  • پلاسمای خون

    Der Volumenersatz kann ohne Blut oder Blutplasma erfolgen.

    اعادهٔ حجم را میتوان بدون استفاده از خون کامل یا پلاسمای خون انجام داد.

اضافه کردن

ترجمه های "Blutplasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه