ترجمه "Bluttransfusion" به فارسی

انتقال خون, انتقال خون بهترین ترجمه های "Bluttransfusion" به فارسی هستند.

Bluttransfusion noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال خون

    intravenöse Infusion von Erythrozytenkonzentraten

    Kumiko, einer 15jährigen, schien eine Bluttransfusion zur Behandlung ihrer lebensgefährlichen Leukämie die schlechteste Wahl zu sein.

    برای کومیکوی ۱۵ ساله، انتقال خون به جهت درمان سرطان خون که کشنده است، بدترین راهِ ممکن بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bluttransfusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bluttransfusion
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال خون

    Kumiko, einer 15jährigen, schien eine Bluttransfusion zur Behandlung ihrer lebensgefährlichen Leukämie die schlechteste Wahl zu sein.

    برای کومیکوی ۱۵ ساله، انتقال خون به جهت درمان سرطان خون که کشنده است، بدترین راهِ ممکن بود.

اضافه کردن

ترجمه های "Bluttransfusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه