ترجمه "Boot" به فارسی

قایق, کشتی, لتکه بهترین ترجمه های "Boot" به فارسی هستند.

Boot noun neuter دستور زبان

Schaluppe (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق

    noun

    Wasserfahrzeug [..]

    Bald sind beide Boote so voll, dass sie zu sinken drohen.

    آنان آمدند و هر دو قایق را آنقدر از ماهی پر کردند که نزدیک بود قایقهایشان غرق شود.

  • کشتی

    noun

    Sie kündigten ihre Arbeit, gaben ihr Boot auf und zogen dorthin.

    سپس، از کار خود استعفا، زندگی در کشتی را رها و به مکزیک نقل مکان کردند.

  • لتکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Boot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Boot"

عباراتی شبیه به "Boot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Boot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه