ترجمه "Bote" به فارسی
پستچی پیشتاز, پلیس نظامی آلمان, پیغام رسان بهترین ترجمه های "Bote" به فارسی هستند.
Bote
noun
masculine
دستور زبان
Ein auf eine Mission oder einen Botengang geschickter Stellvertreter.
-
پستچی پیشتاز
-
پلیس نظامی آلمان
-
پیغام رسان
-
پیک
nounWenn Björn sprechen will, wird ein Bote kommen.
وقتی بیورن آماده سخن گفتن بشه ، یه پیک میاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Bote"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن