ترجمه "Brauch" به فارسی

رسم, سنت, عادت بهترین ترجمه های "Brauch" به فارسی هستند.

Brauch noun masculine دستور زبان

Usanz (schweiz.) (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسم

    noun

    Ein anderer gräßlicher Brauch waren die sogenannten Grundsteinopfer.

    «این مردمان رسم مخوف دیگری داشتند که آن را ‹قربانیهای پیریزی› میخواندند.

  • سنت

    noun
  • عادت

    noun

    Der Apostel Paulus ermahnte seine Glaubensbrüder, das „Zusammenkommen nicht aufzugeben, wie es bei einigen Brauch“ war.

    پولس رسول به ما تذکر داده است که «از با هم آمدن در جماعت غافل نشویم چنانکه بعضی را عادت است.»

  • ترجمه های کمتر

    • عرف
    • هند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brauch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

brauch verb
+ اضافه کردن

"brauch" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای brauch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Brauch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Brauch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه