ترجمه "Bremse" به فارسی

ترمز, ترمزها, آهومگسها بهترین ترجمه های "Bremse" به فارسی هستند.

Bremse noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترمز

    noun

    Maschinenelement zum Energieverzehr

    Wir haben keine Bremsen!

    ما بدون ترمز هستیم!

  • ترمزها

    Nach den Bremsen ist jetzt wohl auch die Geschwindigkeitskontrolle hin.

    ترمزها خراب شدن حتما ضامن سرعت غیرمجاز توی تصادف از کار افتاده

  • آهومگسها

  • ترجمه های کمتر

    • اسبمگسها
    • خرمگسان
    • سگمگسها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bremse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bremse verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترمز

    noun

    Wir haben keine Bremsen!

    ما بدون ترمز هستیم!

  • ترمزها

    Nach den Bremsen ist jetzt wohl auch die Geschwindigkeitskontrolle hin.

    ترمزها خراب شدن حتما ضامن سرعت غیرمجاز توی تصادف از کار افتاده

تصاویر با "Bremse"

عباراتی شبیه به "Bremse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bremse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه