ترجمه "Brustkorb" به فارسی
سینه, قفسه سینه, توراکس بهترین ترجمه های "Brustkorb" به فارسی هستند.
Brustkorb
Noun
masculine
دستور زبان
Thorax (fachsprachlich)
-
سینه
nounMänner beklagen sich im Regelfall über erdrückende Schmerzen in der Brust, als säße ein Elefant auf ihrem Brustkorb.
مردها از درد سینه ویرانگر خواهند نالید-- فیلی که روی سینهشان نشسته است.
-
قفسه سینه
nounAber sechs waren von ihrem Brustkorb.
ولی شش تا از آنها از قفسه سینه بود که منطقی به نظر نمیرسید.
-
توراکس
-
ناحیه پکتورال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Brustkorb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
brustkorb
-
قفسه سینه
nounAber sechs waren von ihrem Brustkorb.
ولی شش تا از آنها از قفسه سینه بود که منطقی به نظر نمیرسید.
-
سینه
nounMänner beklagen sich im Regelfall über erdrückende Schmerzen in der Brust, als säße ein Elefant auf ihrem Brustkorb.
مردها از درد سینه ویرانگر خواهند نالید-- فیلی که روی سینهشان نشسته است.
تصاویر با "Brustkorb"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن