ترجمه "Chip" به فارسی

چیپس, ژتون بهترین ترجمه های "Chip" به فارسی هستند.

Chip Noun noun masculine دستور زبان

Die (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چیپس

    noun

    Sie sitzen gerade vor solchen Chips in einem Zimmer.

    آن ها در یک اتاق که در جلویشان یک ظرف چیپس سیب زمینی وجود داشت نشسته اند.

  • ژتون

    Ich war sehr gespannt darauf, wer den Chip einlöst.

    منتظر بودم ببينم کي اين ژتون رو نقد ميکنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Chip " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

chip
+ اضافه کردن

"chip" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای chip در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Chip"

عباراتی شبیه به "Chip" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Chip" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه