ترجمه "Client" به فارسی
سرویس گیرنده, کارخواه, کارخواه بهترین ترجمه های "Client" به فارسی هستند.
Client
Noun
دستور زبان
-
سرویس گیرنده
-
کارخواه
Programm, das auf einem Endgerät läuft und mit einem Server kommuniziert
Auf den Client kann zu Spielbeginn nicht geschrieben werden
ناتوانی برای نوشتن در کارخواه در ابتدای بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Client " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
client
-
کارخواه
Auf den Client kann zu Spielbeginn nicht geschrieben werden
ناتوانی برای نوشتن در کارخواه در ابتدای بازی
عباراتی شبیه به "Client" با ترجمه به فارسی
-
فت کلاینت
-
تین کلاینت
-
مدل کارخواه-کارساز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن