ترجمه "Cluster" به فارسی

خوشه (موزیک), مجموعه, گروه بهترین ترجمه های "Cluster" به فارسی هستند.

Cluster noun masculine دستور زبان

Cluster (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشه (موزیک)

    Klanggebilde, dessen Töne nahe beieinanderliegen

  • مجموعه

    noun

    Ich möchte Sie aber in einen Cluster mitnehmen, der mir besonders wichtig ist und das ist die Umwelt.

    اما مایلم شما را به مجموعه ای هدایت کنم که اهمیت خاصی برای من داره، و اون محیط زیست است.

  • گروه

    noun

    Seine Bewegungsmuster deuten darauf hin, dass es vier bis fünf feste Cluster gibt, Orte, die er regelmäßig aufsucht.

    الگوی تحرکاتش نشون میده که چهار پنج تا گروه جامد جاهایی که بیشتر بوده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cluster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Cluster"

عباراتی شبیه به "Cluster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cluster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه