ترجمه "Computerspiel" به فارسی

بازیهای رایانه, بازی ویدئویی بهترین ترجمه های "Computerspiel" به فارسی هستند.

Computerspiel noun Noun neuter دستور زبان

Game (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیهای رایانه

  • بازی ویدئویی

    Computerprogramm, das es Benutzern ermöglicht, interaktiv ein durch implementierte Regeln beschriebenes Spiel zu spielen

    Vielleicht sind Sie etwas überrascht, dass wir unsere Erfahrung mit Krebs im Endstadium durch ein Computerspiel erzählen.

    شاید شما کمی شگفتزده هستید، از تصمیم ما مبنی بر به اشتراک گذاشتنِ داستان یک سرطان از طریق بازی ویدئویی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Computerspiel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Computerspiel"

عباراتی شبیه به "Computerspiel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Computerspiel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه