ترجمه "Cornflakes" به فارسی
حليم, ذرتهاي پولكي, غلات صبحانه بهترین ترجمه های "Cornflakes" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Ich jag den Laden in die Luft und ess in Ruhe meine Cornflakes. ↔ بعدش اين جارو منفجر ميکنم و سرموقع واسه خوردن چيپس ذرت ميرم خونه
Cornflakes
noun
Noun
دستور زبان
-
حليم
-
ذرتهاي پولكي
-
غلات صبحانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cornflakes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "Cornflakes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Ich jag den Laden in die Luft und ess in Ruhe meine Cornflakes.
بعدش اين جارو منفجر ميکنم و سرموقع واسه خوردن چيپس ذرت ميرم خونه
Ich rede auch nicht von Cornflakes.
درباره غلات حرف نزدم.
Dr. Cornflakes meint, ich dürfe kein Flugzeug betreten.
چون دکتر خُل و چل گفته قانوناً من حق ندارم سوار هواپیما بشم
Ich habe Cornflakes gekauft, Milch ist im Kühlschrank.
برات حبوبات و شیر خریدم
Weil ich eine Schale Cornflakes habe, aber kein Messer finden konnte.
چون من يه ظرف ميوه دارم ونتونستم يه چاقو پيدا کنم