ترجمه "Dach" به فارسی
بام, بامها, سر بهترین ترجمه های "Dach" به فارسی هستند.
Dach (über Vokal) (umgangssprachlich) [..]
-
بام
nounbedeckt den oberen Teil eines Gebäudes
Er war auf dem Dach mit seiner E-Gitarre.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
-
بامها
Er war auf dem Dach mit seiner E-Gitarre.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
-
سر
nounIch wette $ 43, dass ihr das Ding niemals aufs Dach legt.
سر 43 دلار شرط مي بندم که نميتونيد اينو سرو ته کنيد
-
ترجمه های کمتر
- فراز
- نوک
- پشت بام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
بامها
Er war auf dem Dach mit seiner E-Gitarre.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
"DACH" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DACH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Dach"
عباراتی شبیه به "Dach" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
رودکها · گورکن
-
بام
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
رودک · گوركن