ترجمه "Dackel" به فارسی

داشهوند, داشهوند بهترین ترجمه های "Dackel" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Zum Beispiel wird der Zwergwuchs beim Dackel durch erblich bedingten Knorpelschwund verursacht. ↔ برای مثال، نژاد داشهوند یا پاکوتاه از طریق نقص در رشد غضروفها به وجود آمده است و سبب کوتولگی این نژاد شده است.

Dackel noun masculine دستور زبان

trübe Tasse (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشهوند

    Hunderasse

    Zum Beispiel wird der Zwergwuchs beim Dackel durch erblich bedingten Knorpelschwund verursacht.

    برای مثال، نژاد داشهوند یا پاکوتاه از طریق نقص در رشد غضروفها به وجود آمده است و سبب کوتولگی این نژاد شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dackel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dackel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشهوند

    Zum Beispiel wird der Zwergwuchs beim Dackel durch erblich bedingten Knorpelschwund verursacht.

    برای مثال، نژاد داشهوند یا پاکوتاه از طریق نقص در رشد غضروفها به وجود آمده است و سبب کوتولگی این نژاد شده است.

تصاویر با "Dackel"

اضافه کردن

ترجمه های "Dackel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Dackel sind doch klein.
داکسون " ها سگ هاي کوچيکي هستن "
Zum Beispiel wird der Zwergwuchs beim Dackel durch erblich bedingten Knorpelschwund verursacht.
برای مثال، نژاد داشهوند یا پاکوتاه از طریق نقص در رشد غضروفها به وجود آمده است و سبب کوتولگی این نژاد شده است.
Und wenn Sie den Schäferhund mit einem Dackel mischen, was kommt raus?
اگه شپرد با یه پا کوتاه چفت گیری کنه ، چی گیرت میاد ؟