ترجمه "Dichter" به فارسی
شاعر, شاعره بهترین ترجمه های "Dichter" به فارسی هستند.
Dichter
noun
masculine
دستور زبان
Verseschmied (iron.) [..]
-
شاعر
nounSchriftsteller, der eigene Gedichtbände veröffentlicht
Und der Dichter sagt ihm, was er tun muss.
و شاعر به او می گوید که چه کار کند.
-
شاعره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dichter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dichter
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"dichter" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای dichter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Dichter" با ترجمه به فارسی
-
nazdic
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
چگالي چوب
-
انجمن شاعران مرده
-
جرم بر حجم · دانسیته · غلظت · چگالی · گرانی ويژه
-
چگالی
-
كاشت با تراكم بالا
-
چگالی نسبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن