ترجمه "Dorf" به فارسی

روستا, ده, روستاها بهترین ترجمه های "Dorf" به فارسی هستند.

Dorf noun neuter دستور زبان

letztes Loch (derb) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    یکی از تقسیمات کشوری

    Ich gehe heute ins Dorf, soll ich etwas mitbringen?

    امروز عصر دارم ميرم روستا ، اگه کسي چيزي نياز داره بگه.

  • ده

    noun

    Im abgelegensten Dorf habe ich keinen Dorfbewohner getroffen, der keine Abstimmung möchte.

    دورافتاده ترین جوامع، من هرگز یک روستایی را ندیدم که نخواهد رای دهد.

  • روستاها

    Aber in diesen Dörfern wollen wir das erreichen.

    اما در این روستاها، ما می خواستیم داشته باشیم.

  • ترجمه های کمتر

    • deh
    • آبادی
    • دهکده
    • قشلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dorf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dorf
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستاها

    Aber in diesen Dörfern wollen wir das erreichen.

    اما در این روستاها، ما می خواستیم داشته باشیم.

تصاویر با "Dorf"

عباراتی شبیه به "Dorf" با ترجمه به فارسی

  • ده · روستا · قشلاق
اضافه کردن

ترجمه های "Dorf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه