ترجمه "Dorn" به فارسی

خار, خارها, خارهاي گياهي بهترین ترجمه های "Dorn" به فارسی هستند.

Dorn noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خار

    noun

    stechendes Gebilde an einer Pflanze, das an der Stelle eines Organs sitzt

    Es gibt keine Rosen ohne Dornen.

    گل بی خار نمیشود.

  • خارها

    Dornen und Disteln soll er dir tragen, dir.

    از اين خارها و علف ها چيز ديگري به ما نمي رسد

  • خارهاي گياهي

  • پريكلها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Dorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

dorn
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خارها (گیاه)

تصاویر با "Dorn"

اضافه کردن

ترجمه های "Dorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه