ترجمه "Dorn" به فارسی
خار, خارها, خارهاي گياهي بهترین ترجمه های "Dorn" به فارسی هستند.
Dorn
noun
masculine
دستور زبان
-
خار
nounstechendes Gebilde an einer Pflanze, das an der Stelle eines Organs sitzt
Es gibt keine Rosen ohne Dornen.
گل بی خار نمیشود.
-
خارها
Dornen und Disteln soll er dir tragen, dir.
از اين خارها و علف ها چيز ديگري به ما نمي رسد
-
خارهاي گياهي
-
پريكلها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Dorn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
dorn
-
خارها (گیاه)
تصاویر با "Dorn"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن