ترجمه "Eisenbahn" به فارسی

راهآهن, راه آهن, راهآهنها بهترین ترجمه های "Eisenbahn" به فارسی هستند.

Eisenbahn noun Noun feminine دستور زبان

zu Beginn der Meiji-Zeit verwendet

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهآهن

    noun

    Verkehrsmittel sowie Infrastruktur für schienengebundene Transporte

    An der Corner Row Eisenbahn, am Bahnhofsparkplatz, vor einem Gesundheitszentrum, in den Vorgärten und sogar vor der Polizeistation.

    کنار ریلهای راهآهن، پارکینگها، جلوی مراکز درمانی،جلوی خونههای مردم، و حتی روبروی ایستگاههای پلیس.

  • راه آهن

    noun

    Zeig, wie wertvoll du für diese Eisenbahn bist.

    نشون میدی چقدر برای این راه آهن ارزشمندی.

  • راهآهنها

  • ترجمه های کمتر

    • قطار
    • ترن
    • ریل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Eisenbahn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

eisenbahn
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهآهنها

تصاویر با "Eisenbahn"

عباراتی شبیه به "Eisenbahn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Eisenbahn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه