ترجمه "Elfenbein" به فارسی

عاج, پیلسته, عاج بهترین ترجمه های "Elfenbein" به فارسی هستند.

Elfenbein noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    دندان فیل

    Wilderei von Elfenbein und Wildfleisch führt zu globalen Seuchen, Krankheitsübertragung und Krieg.

    شکار غیرقانونی برای عاج و گوشت در رأس همهگیری، سرایت بیماری و جنگ.

  • پیلسته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Elfenbein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

elfenbein
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاج

    noun

    Und ja, wie die meisten Menschen habe ich mit etwas elfenbein gehandelt.

    و مثل اکثر مردم ، يه کمي هم عاج معامله کردم.

تصاویر با "Elfenbein"

اضافه کردن

ترجمه های "Elfenbein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه