ترجمه "Es" به فارسی

نهاد, او, او را بهترین ترجمه های "Es" به فارسی هستند.

Es noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهاد

    noun

    Er ist der größte Friedensbote, der jemals auf der Erde lebte.

    او بزرگترین پیامآور صلحی است که تاکنون پا بر عرصهٔ زمین نهاده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Es " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

es pronoun Article neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • او

    pronoun

    Freitag ist der Tag, an dem sie wirklich beschäftigt ist.

    جمعه روزی است که در طول آن، او واقعاً مشغول است.

  • او را

    pronoun

    Solange ich lebe, werde ich ihn niemals vergessen.

    تا زمانی که زنده ام او را فراموش نخواهم کرد.

  • آن

    pronoun

    Es war er, der mit mir darüber gesprochen hat.

    اوست، که با من راجع به آن صحبت کرد.

  • u

عباراتی شبیه به "Es" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Es" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه