ترجمه "Experiment" به فارسی

آزمايشها, آزمایش, آزمایشگری بهترین ترجمه های "Experiment" به فارسی هستند.

Experiment noun neuter دستور زبان

wissenschaftlicher

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمايشها

    Es begann nach dem Experiment mit der Röntgenanlage.

    همه چيز با آزمايشها ي پرتو افشاني شروع شد

  • آزمایش

    noun

    eine methodisch angelegte Untersuchung zur empirischen Gewinnung von Information

    Schließlich hatte das Experiment Erfolg.

    بالاخره آزمایش موفق شد.

  • آزمایشگری

  • کارآزماییها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Experiment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

experiment
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمايشها

    Es begann nach dem Experiment mit der Röntgenanlage.

    همه چيز با آزمايشها ي پرتو افشاني شروع شد

  • آزمایش

    noun

    Schließlich hatte das Experiment Erfolg.

    بالاخره آزمایش موفق شد.

عباراتی شبیه به "Experiment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Experiment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه