ترجمه "Faden" به فارسی
نخ, رشته بهترین ترجمه های "Faden" به فارسی هستند.
Faden
noun
masculine
دستور زبان
etwa 1,8 Meter
-
نخ
nounIch werde ehrlich zu ihnen sein, aber alles, was ich hier sehe, sind Fäden.
صادقانه بگم ، تو فقط اينجا نخ مي بيني.
-
رشته
nounUnd ganz gleich, wo ich bin, könnte ich uns mit einem einzigen Faden immer verbinden.
و مهم نيست كه كجا بودم چون تنه با يه رشته هميشه ميتونستم بهش وصل بشم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Faden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
faden
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"faden" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای faden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Faden"
عباراتی شبیه به "Faden" با ترجمه به فارسی
-
سرنخ را گم کردن
-
فد
-
وشیل
-
به مویی بند است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن